پربغضم امشب.....!!!
شانه ات ساعتي چند رفيق.....؟؟

+ نوشته شده توسط حنان در پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1391 و ساعت 10:34 |
مرگ انسان زمانی است که :
نه شب بهانه ای برای خوابیدن دارد و نه صبح دلیلی برای بیدار شدن …
+ نوشته شده توسط حنان در پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1391 و ساعت 10:34 |
بودن یا نبودن ، مسئله این نیست …
مسئله انسان بودن و انسان ماندن است !
+ نوشته شده توسط حنان در پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1391 و ساعت 10:32 |

زندگی گره ای نیست که در جستجوی گشودن آن باشیم

زندگی واقعیتی است که باید آن را تجربه کرد . . .

همیشه دنبال کسی میگردیم ولی حیف خودمان گم شده ایم !
+ نوشته شده توسط حنان در پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1391 و ساعت 10:30 |

نیمی از جهان، افرادی هستند که چیزی برای گفتن دارند

و نمی توانند بگویند

و نیم دیگر افرادی هستند که چیزی برای گفتن ندارند

ولی همیشه حرف میزنند . . .

+ نوشته شده توسط حنان در پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1391 و ساعت 10:24 |

وقتی تنهاییم، دنبال دوست می گردیم

پیدایش که کردیم، دنبال عیب هایش می گردیم

وقتی که از دست دادیمش، دنبال خاطراتش می گردیم

و همچنان تنها می مانیم

هیچ چیز آسان تر از قلب نمی شکند

+ نوشته شده توسط حنان در سه شنبه بیست و پنجم مهر 1391 و ساعت 11:58 |

خدایا .. من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم
همانی که وقتی دلش می گیرد و بغضش می ترکد، می آید سراغت
من همانی ام که همیشه دعاهای عحیب و غریب می کند

و چشم هایش را می بندد و می گوید

من این حرف ها سرم نمی شود. باید دعایم را مستجاب کنی

همانی که گاهی لج می کند و گاهی خودش را برایت لوس می کند
همانی که نمازهایش یکی در میان قضا می شود و کلی روزه نگرفته دارد
همانی که بعضی وقت ها پشت سر مردم حرف می زند

گاهی بد جنس می شود البته گاهی هم خود خواه
حالا یادت آمد من کی هستم

خدایا می خواهم آنگونه زنده ام نگاه داری که نشکند دلی از زنده بودنم

و آنگونه مرا بمیرانی که کسی به وجد نیاید از نبودنم

+ نوشته شده توسط حنان در سه شنبه بیست و پنجم مهر 1391 و ساعت 11:46 |


Powered By
BLOGFA.COM